
قسمم قلبم بود،
وکیلم دلم،
حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان،
قاضی نامم را بلند خواند
و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد.
محکوم شدم به تنهایی و مرگ.
کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم.
و من گفتم که به تو بگویند:
دوستت دارم.
نوشته شده توسط گل عاشق در جمعه 31 فروردین1386 ساعت 16:31 موضوع | لینک ثابت
تاهمیشه...
عشق فراموش كردن نيست بلكه به خاطر سپردن است ،عشق گوش دادن نيست بلكه درك كردن است،
عشق ديدن نيست
بلكه احساس كردن است ، عشق جا زدن و كنار كشيدن نيست
بلكه صبر داشتن و ادامه دادن است
اگر چشمهايم تورو خواست قول ميدم چشمهايم رو ببندم
اگر زبانم تو رو خواست قول ميدم با دندانم گازش بگيرم
اما اگردلم تو رو خواست چه کنم![]()










نوشته شده توسط گل عاشق در پنجشنبه 30 فروردین1386 ساعت 19:59 موضوع | لینک ثابت
کاش ميدانستم
ديشب سرت برشانهي چهکسي بود.!
کدامين سرو بلند بالا
تا به سحر ميهمان روياهايت بود.
يا کدامين نفس! همنفس گرمي لبهايت بود.
کاش ميدانستم کاش...![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط گل عاشق در چهارشنبه 29 فروردین1386 ساعت 12:35 موضوع | لینک ثابت
" زندگی مثل دیوار است و سرنوشت فریادی است که هریک از ما بر می آوریم.آنچه ما انجام می دهیم به سوی «قلب» او بالا می رود و به همین شکل به سوی ما باز می گردد.آنچه خدا می کند بازتاب اعمال خود ماست..."
"پائولو کوئلیو"
نوشته شده توسط گل عاشق در چهارشنبه 29 فروردین1386 ساعت 12:29 موضوع | لینک ثابت

هفت شهر عشق شهر اول : نگاه و دلربايي
شهر دوم : ديدار و آشنايي
شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي
شهر چهارم : بهانه،فکر،جدايي
شهر پنجم : بي وفايي
شهر ششم : دوري و بي اعتنايي
شهر هفتم : اشک،آه،تنهايي
نوشته شده توسط گل عاشق در سه شنبه 28 فروردین1386 ساعت 12:34 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط گل عاشق در دوشنبه 27 فروردین1386 ساعت 20:21 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط گل عاشق در دوشنبه 27 فروردین1386 ساعت 20:6 موضوع | لینک ثابت

شب شعر چشم هايت را
بي من برگزار نكن
من مي خواهم
شمعي برايت روشن كنم...
نوشته شده توسط گل عاشق در شنبه 25 فروردین1386 ساعت 9:59 موضوع | لینک ثابت

یادت باشه که همیشه دوست دارم حنی اگه باهام قهر کنی...
نوشته شده توسط گل عاشق در شنبه 25 فروردین1386 ساعت 9:57 موضوع | لینک ثابت
گاهگاهی روی تک تک واژه های شعرم قدم می زنی بی آنکه صدای پایت را بشنوم. شاید نگران خلوت تنهایی ام هستی... نیستی؟ همه سطرها بوی ترا گرفته اند. انگار از کوچه اقاقی گذرکرده اي... چه زود دلتنگت شده ام...
نوشته شده توسط گل عاشق در شنبه 25 فروردین1386 ساعت 9:52 موضوع | لینک ثابت
|
و دارم از تو مینویسم:اشکهای مرا چه سود که تنها گونه هایم را تر می کنند و نه دلم را سبک. آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چی؟ ماه میگه: یعنی اومدن دوبارهی تو ماه میگه؟ تو بگو عشق یعنی چی؟ آسمون میگه : انتظار دیدن تو |
نوشته شده توسط گل عاشق در شنبه 25 فروردین1386 ساعت 9:46 موضوع | لینک ثابت

اگه می خواهی بدونی چقدر دوست دارم برو زیر
بارون و قطره های بارون و بگیر اونایی رو که
می تونی بگیری تو منو دوست داری و اونایی
رو که نمی تونی بگیری من تو را دوست دارم![]()
![]()
نوشته شده توسط گل عاشق در شنبه 25 فروردین1386 ساعت 8:38 موضوع | لینک ثابت
من صبورم اما ...
به خدا دست خودم نيست اگر مي رنجم..
يا اگر شادي زيباي تورا به غم غربت چشمان خودم مي بندم..
من صبورم اما ...
چقدر با همه ي عاشقيم محزونم..!
و به ياد همه ي خاطره هاي گل سرخ مثل يک شبنم افتاده زغم مغمومم..
من صبورم اما ...
بي دليل از قفس کهنه ي شب مي ترسم..
بي دليل از همه ي تيرگي تلخ غروب وچراغي که تورا از شب متروک دلم دور مي کند..مي ترسم.
من صبورم اما ...
اين بغض گران صبر نمي داند چيست !!....
نوشته شده توسط گل عاشق در شنبه 25 فروردین1386 ساعت 8:21 موضوع | لینک ثابت
براي نفس کشيدن به دريچه ي سياه چشمانت تکيه زدم و مي خواهمت براي هميشه تا هميشه سبز
در وجودم بماني با تو مي خواهم که زندگي کنم روزگاري با خنده هايت به تن بي جانم روح دميدي و در
صبح دل انگيز بهاران رويانديم يک لحظه نفس کشيدن با تو براي تحمل روزهاي سخت کافي است. يک
لبخند تو بهانه اي است براي ايستادن در برابر دنيا.
نوشته شده توسط گل عاشق در شنبه 25 فروردین1386 ساعت 8:13 موضوع | لینک ثابت
تردید کن به ستاره ها که در حرکتند تردید کن به خورشید که از اتش است حتی در راستی حقیقت نیز تردید کن اما به عشقی که من نسبت به تو دارم هرگز ![]()
نوشته شده توسط گل عاشق در پنجشنبه 23 فروردین1386 ساعت 21:48 موضوع | لینک ثابت

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم...
يادمان باشد اگر اين دلمان بي کس ماند
طلب مهر ز هر چشم خماري نکنیم...
يادمان باشد که دگر ليلي و مجنوني نيست
به چه قيمت دلمان بهر کسي چاک کنيم...
يادمان باشد که در اين بحر دو رنگي و ريا
دگر حتي طلب آب ز دريا نکنيم...
يادمان باشد اگر از پس هر شب روزيست
دگر آن روز پي قلب سياهي نرويم...
يادمان باشد اگر شمعي و پروانه به يکجا ديديم
طلب سوختن بال و پر کس نکنيم...

نوشته شده توسط گل عاشق در پنجشنبه 23 فروردین1386 ساعت 13:31 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط گل عاشق در پنجشنبه 23 فروردین1386 ساعت 13:28 موضوع | لینک ثابت
من عشق را در تو
تو را در دل
دل را در موقع تپیدن
وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم
من بهار را به خاطر شکوفه هایش
زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم

من دنیا را به خاطر خدایش

نوشته شده توسط گل عاشق در پنجشنبه 23 فروردین1386 ساعت 13:27 موضوع | لینک ثابت
قلبت راخالي نگه دار که اگر روزي خواستي کسي را در قلبت جاي دهي سعي کن که فقط يک نفر باشد به او بگو که تو را بيشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم ... زيرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نياز دارم...
نوشته شده توسط گل عاشق در پنجشنبه 23 فروردین1386 ساعت 10:55 موضوع | لینک ثابت
شكسپير : اگر كسي را دوست داري رهايش كن، سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده
دانشجوي زيست شناسي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... او تكامل خواهد يافت
دانشجوي آمار : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يك رابطه مجدد غير ممكن است
دانشجوي فيزيك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه يا اصطكاك بيشتر از انرژي بوده و يا زاويه برخورد ميان دو شيء با زاويه صحيح هماهنگ نبوده است
دانشجوي حسابداري : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، رسيد انبار صادر كن و اگر نه ، برايش اعلاميه بدهكار بفرست
دانشجوي رياضي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش كن
دانشجوي كامپيوتر : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، از دستور كپي - پيست استفاده كن و اگر نه بهتر است كه ديليت اش كني
دانشجوي خوشبين : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن... نگران نباش بر مي گردد
دانشجوي عجول : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر در مدت زماني معين بر نگشت فراموشش كن
.دانشجوي شكاك: اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟
دانشجوي صبور : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد
نوشته شده توسط گل عاشق در پنجشنبه 23 فروردین1386 ساعت 10:53 موضوع | لینک ثابت
اين دو يکی نيست...اشتباه نشود!
عشق همان دوست داشتن نيست
عشق رويائی است و دوست داشتن دنيائی
دوست داشتن با عشق مقايسه نمی شود که اگر بشود
از بين خواهد رفت
بدرستی که خدا برتر از انسان است...
دوست داشتن
خلقت عقل و دل انسان...
عشق همچون خدا يکی است و برای هر انسان
می تواند به تعداد انسانهای ديگر باشد
جدائی برای عشق مرگ است در حالی که
دوست داشتن می تواند برای مصلحت ديگری جدائی را تصميم بگيرد
عشق روحانی است ولی دوست داشتن جسمانی
جسم ميميرد ولی روح جاودانه است
کسی نمی تواند عشق را کنترل کند چرا که در عشق عقلی نيست
عشق را معنی کردن گناه است چرا که در لغات ناچيز زبان نمی گنجد
معنی کردن آن برابر با محدود کردن آن است
ولی دوست داشتن محتاج معنی کردن آن است
دوست داشتن با دل انسان است ولی عشق با جان....
عشق غرور را از انسان می زدايد ولی دوست داشتن با غرور رشد
می کند
عشق از نظر خدا پاک است
و دوست داشتن از نظر انسان...
خدا عشق است و انسان دوست داشتن...
عشق خلقت خداست!
نوشته شده توسط گل عاشق در پنجشنبه 23 فروردین1386 ساعت 10:41 موضوع | لینک ثابت
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم یک قطره ی آبم که در اندیشه دریا افتادم و باید بپذیرم که بمیرم یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تنگ در اغوش بگیرم که بمیرم این کوزه ترک خورد ! چه جای نگرانی من ساخته از خاک کویرم که بمیرم خاموش مکن آتش افروخته ام را بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
نوشته شده توسط گل عاشق در پنجشنبه 23 فروردین1386 ساعت 10:40 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

خدا...تنهایی...من...
یه دل...یه نیمه گمشده...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY