من چگونه بدون تو بي اعتبار به زيستن ادامه دهم كالبدي كه بي هدف راه ميرود و اكسيژن مصرف ميكند نميتوانم بنويسم كه دوستت داشتم چرا كه اين كلمه هم نميتواند احساي تنهايي ام بيان كند تو براي من معناي واقعي يك حادثه بودي بااينكه دور از مني اما در قلب مني ببخشين ديگه بلد نيستم بنويسم
ما چون دو دريچه رو به روي هم
اگاه ز هر گفتگوي هم
هر روز از سلام پرسش خنده
هر روز از قرار روز اينده
اكنون دل من شكسته و خستست
چون يكي از دريچه ها بستست
نه مهر فسون كرد نه ماه جادو كرد
نفرين به سفر كه هر چه كرد او كرد
نفرين
نفرين

نوشته شده توسط گل عاشق در چهارشنبه 12 اردیبهشت1386 ساعت 20:57 موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط گل عاشق در یکشنبه 9 اردیبهشت1386 ساعت 8:34 موضوع | لینک ثابت
اشك هايم با هر بهانه و دلتنگي

نوشته شده توسط گل عاشق در یکشنبه 9 اردیبهشت1386 ساعت 8:15 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

خدا...تنهایی...من...
یه دل...یه نیمه گمشده...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY