
از دریا پرسیدن عشق چیست گفت:خشکیدن...
از گل پرسیدن عشق چیست گفت:پرپرشدن...
از زمین پرسیدن عشق چیست گفت:لرزیدن...
از آسمون پرسیدن عشق چیست گفت:باریدن...
از انسان پرسیدن عشق چیست ناگهان ندایی از درونش گفت:یک عمر جدایی...
نوشته شده توسط گل عاشق در یکشنبه 16 اردیبهشت1386 ساعت 8:56 موضوع | لینک ثابت
كاش ميشد راز چشمان تورا با اشك ماه روي گلبرگ گل سرخي نوشت يا نگاهت را ميان آسمان تا هميشه قاب كرد

نوشته شده توسط گل عاشق در یکشنبه 16 اردیبهشت1386 ساعت 8:30 موضوع | لینک ثابت

هرگز براي عاشق شدن،
به دنبال باران و بهار و بابونه نباش.
گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند.
نوشته شده توسط گل عاشق در شنبه 15 اردیبهشت1386 ساعت 8:18 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

خدا...تنهایی...من...
یه دل...یه نیمه گمشده...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY