بنام خالق گل مريم
تقديم به او كه خود می داند
و چه سخت است امروز
ديدن مردم شهر
و در اين تنهايی
دوش در دوش نگاه تو و من
سايه هامان بيشتر ماءنوسند
و چه سخت است امروز
گفتن واژه ای از رنگ سلام
دادن شاخه ای از يك گل سرخ
به نگاه كسی از جنس خودت
و چه زيباست ميان سردی پاييزان
شال بر دوش و كلاهی بر سر
باز هم قلب و دلی می خواند
اينهمه عاشقی است روی زمين
هر كسی عاشق يك گوشه دنج
در كنارش قلبی ست
می تپد باز برايش شب و روز
و به او می گويد
دوستت دارم نگاه مهربان
و خداوند چه حسی دارد
و خداوند چه شوری دارد
اين همه عاشقی از آن خداست
و چه زيباست خدا می بيند
بندگانش عاشق يكديگرند
و چه شوری دارد
و چه عشقی در ميان مردمان لبريز است
دوست دارم عاشقی را در نگاه مردمان باور كنم
دوست دارم كه در ميدان شهر
بانگ بردارم كه منهم عاشقم
عاشق يك گل سرخ
عاشق آدمی از روی زمين
عاشق گفتن يك حرف سلام
عاشق گفتن از عشق به تو
عاشق تك تك اين مردم شهر
از نگاهم تو بخوان
از درونم تو ببين
آرزويم اين است
مهربانی وسط آدمها
عاشقی هر نفس انسانها
ولی اما كه چه حيف
****************************
دوست دارم عاشقي را در نگاه مردمان باور كنم
نوشته شده توسط گل عاشق در یکشنبه 3 تیر1386 ساعت 19:19 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

خدا...تنهایی...من...
یه دل...یه نیمه گمشده...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY