هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي..
هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي...
براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو:
يادت بخير!!!

نوشته شده توسط گل عاشق در یکشنبه 14 مرداد1386 ساعت 8:30 موضوع | لینک ثابت
گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟
دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود .

نوشته شده توسط گل عاشق در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 8:40 موضوع | لینک ثابت
تو رفتی و رد پایت در دلم ماند
شکوه خنده هایت در دلم ماند
دلم را با سحر خوش کرده بودم
غروب ماجرایت در دلم ماند
شریک دردهایم بودی واما
غم بی انتهایت در دلم ماند
هزارویک شبم چون باد بگذشت
طنین قصه هایت در دلم ماند
سپردی سرنوشتم رابه پاییز
بهار باصفایت در دلم ماند
علی رقم سکوت ساده ی من
سفرکردی و صدایت در دلم ماند
وحالا مثل یک رویای برفی
تو رفتی و رد پایت در دلم ماند
نوشته شده توسط گل عاشق در پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت 8:31 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

خدا...تنهایی...من...
یه دل...یه نیمه گمشده...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY