ریزش قطرات بلوری باران همچو نوایی خوش آهنگ
دشت امید را تازه می کند و شب چهره زیبای تو را
در دل آسمان خواب میگیرد دل کوچک من به شوق
حضور مهتابی ات می تپد و نوید دیدار می دهد
تا لحظه ای که زنده هستم و نفس می کشم وجود گرمت را فراموش نخواهم کرد
وجودت را پاس می نهم...
نوشته شده توسط گل عاشق در یکشنبه 29 مهر1386 ساعت 8:55 موضوع | لینک ثابت
یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیــــــــــــــــــدن
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهــــــــــــــــــــــــی
در انتهای خود به قلب زمین می رســـــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنـــــــــــــــــــــــگ
یک پنجره که دست های کوچک تنهایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
سرشار می کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
و می شود از آنجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد
یک پنجره برای من کافیســــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــ*ـ*ـ*ـ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
*ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ*ـــ ـــــ ــــــ ـــــ ـــــ ــــ ـــــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــــــــــ*ــــــ ـــــ ــــ ـــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ *ــــ ـــ ــــ ــــ ـــ*ــــــــــــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــ*ــ ـــ ـــ ـ*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــــــــ*ـ ـ*ـــــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــ*ــــــــــــــــــــ*
*ـــــــــــــــــــــــــــــ*
*ــــــــــــــــ*
*ــــــ*
نوشته شده توسط گل عاشق در یکشنبه 29 مهر1386 ساعت 8:54 موضوع | لینک ثابت

هميشه براي كسي بخند كه ميدوني به خاطر تو شاد ميشه... واسه كسی گريه كن كه ميدوني وقتي غصه داری و اشك ميريزی برات اشك ميريزه ... براي كسي غمگين باش كه در غمت شريكه ... و عاشقه كسي باش كه دوستت بداره!..
نوشته شده توسط گل عاشق در شنبه 28 مهر1386 ساعت 8:25 موضوع | لینک ثابت
زندگي ، عشق ، گذر كردن از اين روزاي سرد
مردن خاطره هاي تلخ ديروز و به جاش يه عالمه لحظه گرم
همه يه بهونه قشنگ مي خواد
تو، آره اون بهونه اي ، اون بهونه قشنگ
واسه گم كردن هر چي خاطره است
كه تو ذهن خاكي يه آدم خسته ازعشق ، شده آخر يه رنج
تو ، آره اون بهونه اي
يه بهونه واسه فرار از عشقي نه سياه و نه سپيد
يه بهونه واسه بودن ، نبودن ، واسه مردن و خلا
واسه پيدا كردن يه لحظه گرم توي اين زندگي سرد
واسه موندن توي اين حس قشنگ
تو ، آره اون بهونه اي
اون بهونه قشنگ ...
نوشته شده توسط گل عاشق در جمعه 27 مهر1386 ساعت 18:20 موضوع | لینک ثابت
مرا ببخش،پیش از آنکه نگاهت کنم به پرنده ها سلام کردم ،مرا ببخش که خلوت زلالت را نادیده گرفتم و
قبل از آنکه به تو برسم پنجره های تو را شکستم ،
مرا ببخش که پشت دریچه های سکوت به آسمانت نرسیدم.
مراببخش...
هزاران بار مرا ببخش...

نوشته شده توسط گل عاشق در جمعه 27 مهر1386 ساعت 18:19 موضوع | لینک ثابت
زمانی که تنها برایت گشودم
دو چشمان خیس و ترم را
تو یاری نمودی همانجا
همه آرزوهای بی یاورم را
*****
در آن تنگ احساس و غربت
به ساحل نشاندی تنم را
زدودی زمن تیرگی را
وپاشویه کردی دلم را
*****
تو با من بمان ای همه آسمانی
و پر کن همه لحظه های شبم را
بیاور برایم چراغی ز فردا
جدا کن زمن غصه ها و غمم را

نوشته شده توسط گل عاشق در جمعه 27 مهر1386 ساعت 18:14 موضوع | لینک ثابت
وقتی تو را دیدم کارگردان قلبم گفت: نور/صدا/حرکت ، و من برای به دست آوردنت چه نقشها که بازی نکردم. دست تو سبز تر از روح نیایش شکفتن است ... وقتی که در تلاطم بی آبی غرق می شوم دست مرا بگیر ای مهربانم !!





نوشته شده توسط گل عاشق در سه شنبه 24 مهر1386 ساعت 12:10 موضوع | لینک ثابت
روز ها وقتی به لبخندی صدایم می کنی
آن سوی پرچین چشمانت رهایم می کنی
هر سحر تا رهسپار این حوالی می شوی
راهی دیدار به آیینه هایم میکنی
عاقبت روزی به همراه کبوتر های عاشق
با ضریح چشمانت آشنایم می کنی
من یقین دارم مرا در راه عشق خوش طنین
شب همه شب می نشینی و دعایم می کنی
من تمام شادی هایم را با تو قسمت میکنم
روز ها وقتی با لبخندی صدایم می کنی

*************************************************

نوشته شده توسط گل عاشق در دوشنبه 23 مهر1386 ساعت 12:33 موضوع | لینک ثابت

من عشق را در تو
تو را در دل
دل را در موقع تپیدن
وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم
من بهار را به خاطر شکوفه هایش
زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم
من دنیا را به خاطر خدایش
خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم

نوشته شده توسط گل عاشق در دوشنبه 23 مهر1386 ساعت 12:27 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

خدا...تنهایی...من...
یه دل...یه نیمه گمشده...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY