تبليغاتX
 دل نوشته ها

دل نوشته ها

دلتنگیهای من...

عشق و زندگی

گفتند : ستاره را نمي‌توان چيد

 

 و آنانکه باور کردند

 

براي چيدن ستاره

 

حتي

 

دستي دراز نکردند.

 

اما باور کن

 

که من به سوي زيباترين و دورترين ستاره

 

دست درازکردم

 

و هرچند دستانم تهي ماند

 

اما چشمانم لبريز ستاره شد!

 

ستاره‌هاي درونت را

 

در شب چشمانت رها ساز

 

و باور کن

 

عشق را هدفي نيست

 

آنچنان که به دست آيد

 

در آغوش جاي گيرد

 

و يا در آيينه چشمانت به تصوير نشيند

 

باور کن که

 

عشق

 

خود همه چيز است........

 ******************************************************

 


 

نوشته شده توسط گل عاشق در دوشنبه 14 آبان1386 ساعت 10:42 موضوع | لینک ثابت


داستان زندگی

داستان اين‏گونه بود.
شهرزاد قصه‏گو مي‏گفت: مرغ عشق طاقت دوري جفتش را ندارد، آن‏قدر لب به آب و غذا نمي‏زند تا بميرد.
داستان تو اين‏گونه شد.
تو عاشق چشمان خمار پسري شدي و نيامدي.
داستان من اين‏گونه است.
من سر از سجده برنمي‏دارم تا مبادا فريب چشمان فرشته‏اي را بخورم

*************************************************


 

نوشته شده توسط گل عاشق در دوشنبه 14 آبان1386 ساعت 10:24 موضوع | لینک ثابت


عشق من

زندگی را دوست می دارم

                                               ولی

                                                   بی تو ماندن مشکل است

                 من به هستی عشق می ورزم

                                                 ولی

                                                   عشق من بی حاصل است

 


 

نوشته شده توسط گل عاشق در سه شنبه 8 آبان1386 ساعت 8:14 موضوع | لینک ثابت


تا ابد

من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.
من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور، در خشم، در مهرباني، در دلتنگي، در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد
.
من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوت هاي عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجواي کوچک، برايش يک خاطره باشد
.
او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آن دلي که من برايش مي ميرم، سرد و باراني است
.
اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد از هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد. همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم
...
تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛

ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟آيا او بيشتر از من براي تو گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز

مي دانم... من دير رسيدم...خيلي دير...خيلي...


 


 

نوشته شده توسط گل عاشق در سه شنبه 8 آبان1386 ساعت 8:11 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse
JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes


www.irLearn.com

بهترین وبلاگ در alierfan84.blogfa.com









*
*
*
*
*
*
*

منبع کدهای جاوا و قالبهای وبلاگ
NIMRoO!